z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1397/08/19 ساعت 08:32 توسط بابائی

                                  بهائیان و شب عاشورا


    آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی، عضو جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم و تولیت سابق حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها، در کتاب خاطرات خویش که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است، در مورد جنایات فرقه ضالّه بهائیت در صفحه 229 چنین می نویسد: در حدود سالهای ۱۳۳۹ و ۴۰ شمسی بهائیان در باغ ارتشبد غلامعلی اویسی قم محفل های شبانه ای داشتند. گاهی اوقات برنامه هائی که داشتند، بسیار فجیع و دلخراش بود. از جمله شب های عاشورا، یک بچّه ی مسلمان را با خود به باغ می بردند و او را در حین جشن و پایکوبی به قتل می رساندند و هلهله می کردند.

 

    بنده با یک واسطه از فردی که خود شاهد این ماجرا بوده نقل می کنم که می گفت: یک بار در یکی از این محافل، عدّه ی زیادی از بهائیان جمع شده بودند و چند سرهنگ هم از تهران به قم آمده و در آنجا حضور داشتند. آنان پسر بچه ای حدوداً ۱۰ ساله را از تهران ربوده و با خود به قم آورده بودند.

 

    این ماجرا را رئیس ژاندارمری قم برای رفیق ناقل خبر گفته بود که شب عاشورا بود و من در محل کارم در ژاندارمری نشسته بودم که یکی از دوستانم آمد و گفت: محفلی در باغ اویسی برقرار است. مایلی برای تماشا برویم؟ من موافقت کردم و به اتفاق به باغ مذکور رفتیم و از پشت ساختمان ها نظاره می کردیم. دیدیم که دختر و پسر در آن باغ می زنند و می رقصند و غلغله ای است و پسری را هم وسط صحنه روی میز گذاشته اند و تمام افرادی که دور میز هستند، هر کدام درفشی در اختیار دارند و هم زمان با میگُساری و خوانندگی ضربه ای هم به تن آن پسر می زنند.

 

    من (رئیس ژاندارمری) دیدم که در میان آن جماعت سرهنگی نشسته است که گویا از همه بیشتر از این منظره لذت می برد! یک لحظه فکر کردم که الان برخی از مردم در مجالس عزای امام حسین علیه السّلام دارند به سر و سینه ی خود می زنند و یک عده از خدا بی خبر هم در اینجا مشغول عیش و عشرت هستند. با این اندیشه خونم به جوش آمد و کنترل از دستم خارج شد. به رفیقم گفتم: علی الله! هر چه باداباد! بعد تفنگ را کشیدم و یک گلوله در مغز سرهنگ خالی کردم! سرهنگ نقش زمین شد و جماعت جیغ کشیدند و مراسم آنها هم بهم خورد. بعد به اتفاق دوستم جلو رفتیم و من افراد را با اسلحه تهدید کردم. در همان حال که دستانشان را به نشانۀ تسلیم بالاگرفته بودند، آنان را در یکی از اتاق های باغ زندانی کردیم و در را بستیم. بعد نگران شدیم که جنازه ی سرهنگ را چکار کنیم؟

 

    این جا بود که او را زیر مقادیر زیادی کود حیوانی که در باغ تلنبار کرده بودند، پنهان کردیم. بچه ی مسلمان هم که مصدوم شده بود را هم به تهران فرستادیم تا به دست پدر و مادرش بسپارند. بعد با خیال راحت به یکی از مجالس روضۀ ابی عبدالله علیه السّلام رفتیم و صبح روز بعد سر کارمان حاضر شدیم، انگار نه انگار. مدتی بعد افرادی با داد و قال وارد شدند و گفتند: یک مشت آدم گم کرده ایم، شما ندیده اید؟ گفتیم: نه! مگر آنها را به دست ما سپرده بودید؟ در نهایت هم نتوانستند قتل سرهنگ بهائی را به دوش ما بیندازند.


    آیت الله مسعودی در پایان سخنانش یادآور می شود که بهائیان افراد بسیار مسأله دار و مسأله سازی بودند. آنان زن ها و دختران زیبا رو را به جوانان ما عرضه می کردند تا آنان را به دام عقائد خود بیاندازند. متأسفانه در حال حاضر هم مشاهده می کنیم که تبلیغات آنان برای جلب و جذب جوانان مسلمان زیاد شده است و خیلی باید مواظب بود.


برای دیدن کتاب خاطرات آیة الله مسعودی روی ادامه مطلب کلیک کنید.


مشخصات کتاب خاطرات آیة الله مسعودی خمینی

http://s8.picofile.com/file/8342837734/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg

http://s9.picofile.com/file/8342837842/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg
    
کتاب خاطرات آیة الله مسعودی خمینی، صفحه 229


http://s9.picofile.com/file/8342837892/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C_%D8%B5_229.jpg
 
کتاب خاطرات آیة الله مسعودی خمینی، صفحه 230

http://s9.picofile.com/file/8342837876/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C_%D8%B5_230.jpg



موضوع : حقیقت بهائیت ,