z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/03/29 ساعت 08:29 توسط بابائی

 

                            تبعید حسینعلی!                                             

                                                       

     وقتی ناصرالدین شاه قاجار از ترس دولت روس و سخنان سفیر روس و تهدیدهای او نتوانست حسینعلی مازندرانی را به اعدام محکوم کند، او را به بغداد تبعید کرد. با کمال تعجب می بینیم که دولت بهیّۀ روس حتّی تا بغداد هم حسینعلی نوری را تنها نمی گذارند. اعترافات منابع این حزب منحرف پیرامون این موضوع را مورد بررسی قرار می هیم.


    حسینعلی نوری شخصاً حداقل در چند جا به این خود فروختگی و همراهی سربازان استعمار روسیه اعتراف کرده است. وی در کتاب لوح خطاب به شیخ محمد تقی نجفی (معروف به ابن الذّئب) صفحه 17 سطر 2 می نویسد: « و چون مظلوم از سجن خارج حسب الأمر حضرت پادشاه حرسه الله تعالی مع غلام دولت علّیۀ ایران و دولت بهیّۀ روس به عراق عرب توجه نمودیم ».


    این یک نمونه از افتخارات حسینعلی بهاء است که در وقت رفتن از ایران با افتخار اعلام می دارد که به همراهی دولت بهیّه روس به عراق رفتیم. مگر چه کسی از دولت روسیه با حسینعلی نوری همراه بود  که وی با چنین طمطراقی به آن اعتراف و افتخار می کند؟ خواهیم دید که او یک مأمور ساده از سفارت روسیه است که حسینعلی به او می نازد و افتخار می کند!



برای دیدن کتاب لوح نجفی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تبعید حسینعلی بهاء از ایران , 
ارسال شده در 1396/03/28 ساعت 08:15 توسط بابائی
با ما باشید در کانال تلگرامی بهائیت شناسی

http://s9.picofile.com/file/8293293542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_13.jpg

ارسال شده در 1396/03/26 ساعت 08:20 توسط بابائی

                                     نسخه اصول کافی


    از مدارک دیگری که دلالت می کند بر اینکه میرزا حسینعلی نوری سواد خواندن و نوشتن را در مکتب خانه ها آموخته بود و سواد خواند و نوشتن را فرا گرفته بود، سندی است که در کتاب مصابیح هدایت نقل شده است.


    عزیزالله سلیمانی از مولفین بهائی در کتاب مصابیح هدایت جلد 6 صفحه 232 سطر 3 می نویسد:« یکی از آنان به علوی گفت: .... بهاءالله در حدیث زوراء را تحریف کرده زیرا در این کتاب ثمانین رجلاً نقل نموده و حال آنکه در نسخه چاپی اصول کافی ثمانین الفاً ضبط شده در این خصوص چه می فرمائید؟ علوی گفت: از چندین طریق جواب شما حاضر است. جواب اول اینکه اصول کافی بارها چاپ خورده .... در نسخه ای که حضرت بهاءالله از رویش حدیث را نقل فرموده اند ثمانین رجلاً بوده است».


    ملاحظه می فرمائید که جناب میرزا حسینعلی نوری در نوشتن کتابهای خود از کتب معتبره شیعه نیز استفاده می کرد و حتی در نقل احادیث امانت را رعایت نکرده و کلمات را عوض هم می کرد.


برای دیدن کتاب مصابیه هدایت روی ادامه مطلب کلیک کنید. 



موضوع : تحصیلات حسینعلی بهاء , 
ارسال شده در 1396/03/23 ساعت 08:42 توسط بابائی

                                  تاجر باسواد


     شکی در این نیست که رهبران فرقه ضاله بابیت و بهائیت برخلاف ادعای خود و پیروانشان در مکتب خانه ها سواد خواندن و نوشتن را آموخته اند و در این زمینه اسناد و مدارکی فراوان از خود کتب این فرقه ضاله نیز وجود دارد.


    مورد دیگری که خدمت عزیزان ارائه می دهیم در باره تحصیلات علی محمد شیرازی از جناب ابوالفضل گلپایگانی مبلغ شهیر بهائی است که وی در کتاب رسائل و رقائم صفحه 93 سطر 1 می نویسد: « و چون باب به سن هفت و هشت بالغ شد در نزد یکی از مشایخ شیراز که به شیخ معلم معروف و مردی فاضل و موقر بود، به تحصیل قرائت و کتابت فارسی اشتغال نمود و در این فن به قدری که تجار ایران غالباً به آن اکتفا نمایند فرا گرفت».


     بنابراین علی محمد شیرازی به اندازه ای که بتواند در تجارت و کسب و کار گلیم خود را از آب بیرون بکشد، کسب تحصیل نمود. پس چرا فرقه ضاله معتقد است که وی أمی بوده و سواد خواندن و نوشتن نمی دانسته؟


برای دیدن کتاب رسائل و رقائم روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : علی محمد شیرازی , 
ارسال شده در 1396/03/20 ساعت 08:37 توسط بابائی

                                  تناقض گوئی عبدالبهاء

 

    ملاحظه کردید که عباس عبدالبهاء رهبر دوم فرقه ضاله بهائیت در کتاب مفاوضات گفت: جانشینان پیامبران الهی دوازده نفر بودند، همچنین جانشینان پیامبر اسلام حضرت محمد نیز دوازده نفر می باشند وی در کتابی علی محمد شیرازی را باب امام دوازدهم معرفی می کند و در کتاب دیگرش علی محمد را در ردیف پیامبران الوالعزم قرار می دهد.

 

     عبدالبهاء در کتاب مقاله شخصی سیاح صفحه 2 سطر 2 می نویسد: در سنه هزار و دویست و شصت در سن بیست وپنج در شیراز در روش و حرکت و اطوار و حالات او آثاری نمودار شد که آشکار گردید شوری در سر و پروازی دیگر در زیر پردارد. آغاز گفتار نمود و مقام بابیت اظهار و از کلمه بابیت مراد او چنان بود که من واسطه فیوضات از شخص بزرگواری هستم که هنوز در پس پرده عزت است و دارنده کمالات بی حصر و حد به اراده او متحرّکم و به حبل ولایش متمسّک. و در نخستین کتابی که در تفسیر سورهء یوسف مرقوم نموده، در جمیع مواضع آن خطاب هائی به آن شخص غائب که از او مستفید و مستفیض بوده، نموده و استمداد در تمهید مبادی خویش جسته و تمنّای فدای جان در سبیل محبّتش نموده، از جمله این عبارت است : "یا بقیّة اللّه قد فدیت بکلّی لک و رضیت السّبّ فی سبیلک و ما تمنّیت الّا القتل فی محبّتک و کفی باللّه العلیّ معتصماً قدیماً."

 

     عبدالبهاء علی محمد را در این کتاب باب امام دوازدهم خواند نه خود امام دوازدهم و نه پیامبر، اما در کتاب مفاوضات صفحه 116 می گوید کلیه انبیاء الهی دو قسم هستند یا نبی بالاستقلالند یا نبی غیر مستقل هستند یعنی پیامبران یا صاحب شریعت والوالعزم هستند یا صاحب شریعت نبودند و مستقل نیستند بلکه دین پیامبر قبلی را ترویج می کردند و نبی بودند. در همان صفحه 116 سطر 16 می نویسد: آن مظاهر نبوت کلیه که بالاستقلال اشراق نموده اند مانند حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت مسیح، حضرت محمد و حضرت اعلی. که منظور وی از حضرت اعلی، علی محمد شیرازی است.


    باز عبدالبهاء در همان کتاب مفاوضات صفحه 151 سطر 7 و صفحه 36 سطر 4 علی محمد شیرازی را همردیف پیامبران الوالعزم می شمارد.

 

    بالاخره معلوم نشد که نظر عبدالبهاء راجع به علی محمد شیرازی چیست آیا او را باب امام دوازدهم می داند همانطوری که در کتاب مقاله شخصی سیاح گفت، یا او را پیامبری از پیامبران الهی آن هم از نوع الوالعزم که صاحب شریعت و کتاب و دین جدید بودند می داند همانطوری که در سه جای کتاب مفاوضات عنوان می کند؟ هرچند پدرش حسینعلی نوری مازندرانی در کتاب اشراقات صفحه 7 سطر 15 علی محمد را قائم موعود می دانست که در ایران قیام کرد و کشته شد.


     ملاحظه کردید که عبدالبهاء در دو کتابش حرف های متناقض راجع به علی محمد شیرازی دارد و نظر او با نظر پدرش نیز در تناقض است.

 

برای دیدن کتاب مقاله شخصی سیاح و مفاوضات روی ادامه مطلب کلیک کنید.  



موضوع : تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1396/03/17 ساعت 08:28 توسط بابائی

                                       حبیب ثابت پاسال

زندگینامه

     حبیب ثابت در سال 1282 شمسی از پدری به نام «عبدالله» و مادری به نام «کشور»، که از خاندانِ بهائی مشهور به ارجمند بود، در یکی از محلات جنوبی شهر تهران به دنیا آمد. پدرِ او که از یهودیان کاشان بود و به شغل پارچه فروشی اشتغال داشت، پس از شکل‌گیری بهائیت، به عضویت این تشکیلات درآمد.
حبیب ثابت در خاطرات خود، ضمن نقل این مطلب که: «پدرم متولد طهران بود، ولی اجداد پدر و مادرم اهل کاشان بودند، که مدت‌ها پیش به طهران آمده و در این شهر ساکن شده بودند»، پدرِ پدرش را معرفی نکرده، ولی درباره‌ پدرِ مادرش که در شکل‌گیری زندگیِ آنان نقش داشته، می‌نویسد: «پدرِ مادرم جناب میرزا خلیل در خیابان جنت گلشن واقع در جنوب امیریه سابق[خانه‌ای] ساخته بود، داخل حیاط کوچکی دو اطاق هم به پدر و مادر من داده بودند.»
 
     محله‌ای که حبیب ثابت در آن به دنیا آمد و پرورش یافت، به محله کلیمی‌ها شهرت داشت که همجواری مغازه‌ پدرِ وی با مغازه‌ «القانیان‌ها»، صحت آن را تأیید می‌کند: «پدرم دکان بزازی... داشت. او پارچه‌های نخی انگلیسی را از بازرگانان عمده فروش بازار می‌خرید و در دکان کوچک خود، خرده فروشی می‌کرد... در همسایگی دکان پدرم مغازه‌های متعدد دیگر... دیده می‌شد که یکی دو مغازه از آنها مال پدر القانیان‌ها بود.»
 
    حبیب ثابت که در شهریور ماه 1320 شمسی (مصادف با اشغال ایران و سرنگونی رضاشاه) به یکی از سرمایه داران مطرح تبدیل شده بود، بنا به دلایلی نامشخص (تحت عنوانِ «خطری که در ایران اقلیت‌های مذهبی را سخت تهدید می‌نمود، احساسِ مصونیت نداشتم) بخشی از دارائیهای خود را فروخت و سرپرستی بقیه‌ اموال و دارائیهای خویش را به پدر 61 ساله‌اش سپرد و همراه همسر و دو فرزندش که در سنین نه و پنج سالگی بودند، به آمریکا رفت.

     آنچه در این عدمِ «احساسِ مصونیت» جالب توجه است و خروج وی از ایران به آن نسبت داده می‌شود، به نظر می‌رسد به نقشِ پنهانِ حبیب ثابت در فعالیت‌های صهیونیستی و تشکیلاتی بهائیت در ایران در دوره رضاخان مربوط است؛ وگرنه پدر و مادر و همچنین دایی‌های وی، که دارای سابقه‌ای دیرینه‌تر از او در پیوستن به بهائیت بودند، نه تنها در ایران مورد هیچ‌گونه آزار و اذیتی واقع نشدند که از دارایی‌های او نیز محافظت نمودند. این موضوع، در بخش حبیب ثابت و خاندان پهلوی مورد بررسی قرار گرفته است.

     تحصیلات از چگونگی و میزانِ تحصیلات حبیب ثابت، جز آنچه در خاطرات وی نقل شده، اطلاع دیگری در دست نیست. وی در این باره، ضمن اشاره به تحصیل در مدارس تربیت و سن‌لوئی می‌نویسد: «در مدارس تربیت پسران و دختران، معلم‌های بهائی آمریکایی هم تدریس می‌کردند و توجه به تعلیم زبان انگلیسی در این مدرسه، بیش از زبان فرانسه بود ... دوره شش ساله مدرسه تربیت پایان یافت ... و گواهینامه کلاس ششم ابتدائی را ... به دست آوردیم و من پس از آن، یک سال دیگر هم در مدرسه تربیت تحصیل خود را ادامه دادم و در کلاس هفتم زبان انگلیسی بیشتر آموختم ... لازم بود به مدرسه دیگر نیز بروم ... مدرسه سن لوئی در خیابان لاله‌زار کوچه بابی‌ها.»

     و این ادعا درحالی است که در سوابق وی، در مقابل گزینه‌ «تحصیلات»، گاهی عبارتِ «تحصیلات ندارد» و گاهی عبارتِ «دیپلم متوسطه» نوشته شده است؛ و به نظر می‌رسد فعالیت‌های تشکیلاتی او در جریان کودتای 1299 شمسی و پس از آن، موجب ترک تحصیل وی و پرداختن به امور دیگر شده باشد.
 
حبیب ثابت پاسال

http://s8.picofile.com/file/8296080342/%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA.jpg
منبع: روزنامه کیهان


موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1396/03/16 ساعت 08:25 توسط بابائی
با کانال تلگرامی بهائیت شناسی ما ملحق شوید.

http://s9.picofile.com/file/8295813184/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C.jpg
ارسال شده در 1396/03/14 ساعت 08:35 توسط بابائی
میرزا محمد علی نوری (غصن اکبر) فرزند حسینعلی نوری

http://s9.picofile.com/file/8295812400/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C.jpg

او پس از مرگ پدر توسط برادرش عبدالبهاء ناقض اکبر نامیده شد.
وی در روز جمعه 19 آذر 1316 شمسی فوت کرد و در کنار پدرش دفن شد.


موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1396/03/11 ساعت 08:23 توسط بابائی
نام کتاب: کتاب الفاضلیه - جلد 1

نوشته: سید یوسف فاضل
 
 

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download


موضوع : کتب ردیه بهائیت , 
ارسال شده در 1396/03/8 ساعت 08:47 توسط بابائی
        امروز مصادف است با فوت حسینعلی نوری پیامبر دروغین بهائیان

    میرزا حسینعلی نوری مازندرانی موسس فرقه ضاله بهائیت، و معروف به بهاءالله فرزند میرزا عباس معروف به میرزا بزرگ نوری در روز چهارشنبه دوم محرم ۱۲۳۳ قمری، مطابق با ۲۱ آبان ۱۱۹۶ شمسی و ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷ میلادی در تهران و در خانواده ای ثروتمند متولد شد.

    به گفته مورخین بهائی، میرزا عباس نوری در دربار محمد شاه قاجار سمت منشی گری داشت و حتی او را وزیر دربار نیز می شمرند. طبیعی است که در چنین خانواده ای حسینعلی باید طبق مرسوم آن روزگار شروع به درس خواندن و گذراندن مراحل تحصیل نماید که مدارک فراوانی نیز در این زمینه وجود دارد که در همین وبسایت بهائیت شناسی در قسمت تحصیلات حسینعلی بهاء آمده است.

    در سال ۱۲۲۳ شمسی که علی محمد شیرازی ادعای بابیت کرد، حسینعلی نوری در ۲۷ سالگی به وی ایمان آورد و در زمره پیروان علی محمد باب درآمد و به عنوان یک فرد بابی قضایای بدشت را پی ریزی و ساماندهی و فرماندهی کرد.

    پس از اعدام علی محمد شیرازی در ۲۸ شعبان ۱۲۶۶ قمری مطابق با ۱۸ تیر ۱۲۲۹ شمسی و ۱۰ ژوئیه ۱۸۵۰ میلادی، حسینعلی نوری به خاطر دخالت در ترور ناصرالدین شاه قاجار به زندان افتاد و مدت چهار ماه در زندان بسر برد. (در همین زندان بود که حسینعلی بعدها اعلام داشت که در آن زندان به من وحی شده بود).

    بعد از دخالت و حمایت سفیر روس، حسینعلی از زندان آزاد و به همراه خانواده اش به بغداد که جزو قلمرو دولت عثمانی بود، تبعید شد. وی در بغداد به خدمت برادرش یحیی مشغول بود چرا که علی محمد شیرازی او را به جانشینی خود معرفی کرده بود. اما با بروز کدورت و ناراحتی و اختلاف بین او و برادرش، حسینعلی به مدت دو سال به کوههای سلیمانیه عراق رفت. در مدت این دو سال کسی از جایگاه وی مطلع نبود. تا اینکه از طرف برادرش دستور بازگشت صادر شد و حسینعلی به بغداد بازگشت و همچنان در خدمت برادرش بود، تا اینکه دولت عثمانی تصمیم به خروج آنان از بغداد گرفت. بدین جهت آنها را در اول اردیبهشت ۱۲۴۴ شمسی در باغ نجیب پاشا در بیرون شهر بغداد که بعدها به "باغ رضوان" معروف شد، اسکان داد.

    در این باغ بود که حسینعلی در بین خانواده خویش و ۲۶ نفر از پیروانش اظهار کرد که من موعود کتاب بیان و موعود جمیع انبیاء پیشین هستم که به ظهور من بشارت داده اند، یعنی من یظهره الله کتاب بیان و هم چنین "پیامبر الهی" و مظهر امر جدید می باشم. این ادعاء میرزا حسینعلی با مخالفت جدی برادرش یحیی نوری روبرو شد.

    دنبال دعوا و مشاجره لفظی و عملی بین این دو برادر، دولت عثماتی آنها را به مدت پنج ماه در اسلامبول (استانبول)، و سپس به مدت پنج سال در ادرنه اسکان داد و نهایتاً حسینعلی و طرفدارانش را به زندانی در شهر "عکا" آخرین نقطه قلمرو دولت عثمانی واقع در اراضی فلسطین که به گفته بهائیان محلی بسیار بد آب و هوا بود، تبعید نمود و برادرش یحیی و پیروانش را نیز به قبرس فرستاد.

    یحیی صبح ازل در قبرس از خود فعالیتی نشان نداده فلذا با فوت او پیروانی هم برای او باقی نماند. اما حسینعلی در عکا بیکار ننشسته و شروع به نوشتن الواح و کتاب هائی کرد که آمار آن به یک صد جلد بالغ می گردد. برخی از کتاب های حسینعلی نوری عبارتند از کتاب اقدس، ایقان، بدیع، آثار قلم اعلی، جواهرالاسرار، چهار وادی، هفت وادی، آیات الهی، ادعیه حضرت محبوب، کلمات مکنونه، لوح احمد، لوح ابن الذئب، اشراقات، اقتدارات، طرازات و...

    حسینعلی مازندرانی علاوه بر ادعای من یظهره اللهی، ادعای نبوت، مسیحیت و الوهیت نیز داشت. تا اینکه در شب یازدهم شوال ۱۳۰۹ قمری برابر با هجدهم اردیبهشت ۱۲۷۱ شمسی و هشتم می ۱۸۹۲ میلادی بیماری شیگلوز در وجود میرزا نمودار شد تا اینکه وی با همین بیماری در روز یکشنبه دوم ذیقعده ۱۳۰۹ قمری مطابق با هشتم خرداد ۱۲۷۱شمسی و ۲۹می ۱۸۹۲ میلادی چشم از جهان فرو بست.

    این مدعی نبوت و الوهیت بعد از ۲۴ سال سکونت در عکا، هیکلش به بیماری مبارک و شکوهمند اسهال خونی دچار گردید و در سن ۷۶ سالگی در"قصر بهجی" در عکای فلسطین از دنیا رفت و در همان محل مدفون گردید و مقبره ایشان در عکا به نام روضه مبارکه قبله بهائیان است.

    چند روز بعد از مرگ میرزا حسینعلی نوری، فرزندش عباس عبدالبهاء تمام فرزندان حسینعلی را جمع کرد و وصیت نامه او را برای بستگان و پیروان وی قرائت نمود. میرزا حسینعلی نوری وصیت کرد که پسرم عباس ملقب به غصن اعظم جانشین اول و بعد از او پسر دیگرم محمد علی ملقب به غصن اکبر جانشین بعدی، همین طور یکی پس از دیگری تا ۲۴ نفر ولی امرالله خواهند بود.

    اما عبدالبهاء امام اول فرقه ضاله صاحب فرزند پسر نشد تا جانشین پدر باشد، از این جهت فرزند دخترش شوقی را جانشین خود اعلام کرد و با این کار، وصیت پدرش راجع به جانشینی محمد علی نوری را به کناری نهاد. اما شوقی ربانی صاحب فرزندی نشد تا جانشین وی گردد، فلذا با مرگ شوقی سلسله ولی امراللهی بهائیان نیز برچیده شد و بهائیت الان ولی امری ندارند و بیت العدل کارهای بهائیان را رسیدگی می کند.


موضوع : حقیقت بهائیت , 
ارسال شده در 1396/03/7 ساعت 08:24 توسط بابائی
لطفاً به کانال تلگرامی بهائیت شناسی بپیوندید.

http://s8.picofile.com/file/8294416700/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.jpghttp://s8.picofile.com/file/8294416700/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.jpghttp://s8.picofile.com/file/8294416700/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.jpg
ارسال شده در 1396/03/6 ساعت 08:15 توسط بابائی

                     بهاء به انسان مرگ و زندگی می دهد!


    از آنجائی که فرقه ضاله بهائیت میرزا حسینعلی نوری را خدا می دانند، کارهائی که تمام مردم مسلمان و مسیحی و یهودی و ادیان دیگر اعتقاد دارند که تنها از دست خداوند متعال بر می آید، آنان می گویند که از ست با مفایت حسینعلی نوری هم بر می آید؛ مانند اعطای مرگ و زندگی به انسانها!


    عزیزالله سلیمانی در کتاب مصابیح هدایت جلد 6 صفحه 47 سطر 15 و صفحه 48 سطر 5 می نویسد:« آخوندی در تهران بود معروف به شیخ صلواتی.... همه روزه بعد از ظهر که از امور خویش فراغتی داشت به دکان بزازی متوجه (سید حسن متوجه، یکی از بهائیان) می آمد و به حسب ظاهر سلام و تعارف می نمود... قریب یک ساعت.... لعن می نمود و با این کار دنیا را در نظر متوجه تاریک و قلب او را پر خون می کرد. روزی در این زمینه بقدری هرزگی نمود و حرف های قبیح بر زبان راند که حال متوجه از هر روز بدتر شد و بعد از آنکه دکان را بسته به خانه رفت.... گریه کنان از جمال مبارک (حسینعلی نوری) خواستار شد که یا خود او را مرگ بدهد و یا به طریق دیگر از آن عذاب خلاصش کند....».


     ملاحظه می کنید که این فرقه گمراه تمام هستی خود را مدیون میرزا حسینعلی نوری می دانند حتی مرگ و زندگی خویش را ! و چنین است که می گوئیم حسینعلی مازندرانی درکتاب هایش خود را خدا عالمیان دانسته و بندگان گمراهش را به عبادت خویش فرخوانده است.

 

برای دیدن کتاب مصابیح هدایت روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : ادعاهای بهاءالله , 

                 حضور سفیر روس در مجلس محاکمه حسینعلی!


    تا بحال بیس از بیست مورد از اسناد و مدارکی که دال بر دخالت سفیر روس در محاکمه میرزا حسینعلی نوری مازندرانی بدلیل دخالت در ترور ناصرالدین شاه قاجار را خدمت عزیزان ارائه کردیم و آخرین مدرکی که برای عزیزان نقل می کنیم در رابطۀ با دخالت سفیر روس در آزادی حسینعلی نوری  سندی است که دکتر اسلمنت در کتاب بهاء الله و عصر جدید صفحه 36 سطر 13 ارائه می دهد. وی می نویسد: « بالآخره مبرهن و ثابت شد که حضرت بهاء الله در واقعه شاه ذی مدخل نبودند و سفیر روس بر برائت ایشان شهادت داد».


    از این عبارت هم معلوم می شود که جناب سفیر روس در جلسۀ محاکمه حسینعلی حضور داشته و به نفع وی شهادت داده است. در کجای عالم و کشوری شما سراغ دارید که در محاکمه و تحقیق از یک مظنون و متهم سفیر خارجی حضور داشته باشد و در کار تحقیق دخالت کند؟ آیا این کار سابقه داشته و یا دارد؟ نمونه بیاورید.



برای دیدن کتاب بهاء الله و عصرجدید روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار ,