z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1395/08/29 ساعت 08:37 توسط بابائی

                                    دست بوسی ممنوع!


    از جمله احکامی که حسینعلی مازندرانی برای پیروان گمراه خویش به ارمغان آورده است، ممنوعیت بوسیدن دست دیگران است .
 

    حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 29 سطر 8 می نویسد: « قد حرم علیکم تقبیل الایادی فی الکتاب هذا ما نهیتم عنه من لدن ربکم العزیز الحکام» همانا بوسیدن دست‌ ها در این کتاب بر شما حرام شده است. زیرا این چیزی است که خداوند عزیز و حاکم بر شما حرام نموده است.


   
علی اکبر فروتن از مبلغین بهائی
در مورد علت حرمت دست بوسی در کتاب آثار گهربار صفحه 84 سطر 1 می نویسد: «بموجب این حکم بوسیدن دستها بر اهل بهاء حرامست. در ایام گذشته علما و روحانیون وقتی سوار بر مرکب می شدند، مردم دست آنها را می بوسیدند و این عمل را ثواب بزرگ می دانستند... این بود که حسینعلی بهاء این عادت ناپسند را مذمت کرد و پیروانش را به ترک آن مأمور ساخت». اما عبدالبهاء در سفر به غرب اجازه داد تا زنان و مردان دست وی را ببوسند؛ و این رفتار متناقض رهبران بهائی در احکام خودشان می باشد!


برای دیدن کتاب اقدس و آثار گهربار روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1395/07/28 ساعت 08:11 توسط بابائی

                                        «الله ابهی»


    در مورد نماز فرقه ضاله بهائیت، همانطور که در شماره 8 و 18 احکام بهائیت ملاحظه کردید، حسینعلی بهاء تعداد رکعات نماز بهائیان را 9 رکعت دانسته که باید به صورت فرادی خوانده شود و ذکر نماز را نیز گفتن 95 مرتبه «الله ابهی» در حالت نشسته تعیین نموده است.


    حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 18 سطر 7 می نویسد: « قد کتب لمن دان بالله الدیان ان یغسل فی کل یوم یدیه ثم وجهه و یقعد مقبلا الی الله و یذکر خمسا و تسعین مرة الله ابهی». یعنی واجب شده است برای کسی که ایمان به خدا دارد (یعنی ایمان به حسینعلی بهاء)، اینکه هر روز دو دست خود را بشوید و سپس صورت خویش را؛ و در حالی که رو به قبله نشسته است 95 مرتبه ذکر «الله ابهی» را تکرار کند.


    نمازی که پیامبر بهائیان برای پیروان گمراه خویش به ارمغان آورده است، بسیار ابتدائی و خالی از هر نوع معنویتی است که بندگی انسان را نسبت به معبود نشان دهد. علاوه بر اینکه شستن دست ها جهت وضو معلوم نیست فقط باید مچ دست شسته شود یا بالاتر از مچ نیز باید لازم است؟ علاوه بر اینکه شستن صورت به چه کیفیتی می باشد؟ ثالثا گفتن 95 مرتبه «الله ابهی» چه خصوصیتی دارد؟ در حالی که اسلام نماز را معراج مؤمن می داند با آن حالت مخصوص و آداب مخصوصه که بر از مسلمین پوشیده نیست. همچنین کیفیت انجام وضو که شرائط خاص خود را دارد و اذکاری که در هنگام وضو بهتر است گفته شود، قابل قیاس با چیزی که در بهائیت به نام نماز نامیده می شود نبوده و نخواهد بود.


برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1395/06/29 ساعت 08:15 توسط بابائی

                             

                                           حکمی ناقص

 

     یکی از احکامی که در همه ادیان الهی وجود داشته و در فرقه ضاله بهائیت نیز آمده است، صیام و روزه داری است. همچنانکه حسینعلی نوری در کتاب اقدس به عنوان رساله عملی بهائیان، صقحه 10 سطر 4 می نویسد: « قد فرض علیکم الصلاة  والصوم من اول البلوغ امراً من لدی الله ربکم و رب آبائکم الأولین».

 

     از وقتی که به سن بلوغ می رسید، نماز و روزه بر شما واجب شده است. و سن بلوغ را نیز تمام شدن پانزده سال و ورود به سن شانزده سالگی می داند، هم برای دختران و هم برای پسران (که این خود جای بحث دارد). اما نسبت به روزه که آنها در ماه آخر هر سال برابر با یازدهم اسفند تا آخر ماه می گیرند؛ سؤال کردند: اگر کسی بخاطر شغل سختی که دارد، روزه گرفتن برایش مشکل باشد؛ چکار کند؟ عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب گنجینه حدود و احکام صفحه 46 سطر 9 می نویسد: « صیام نفوس مذکوره (شغل سخت دارند) عفو شده و لکن در آن ایّام قناعت و سَتْر لاجل احترام حکم اللّه و مقام صوم اولی و احبّ».

 

    پر واضح است که در این صورت هرکس مدعی می شود شغل من جزء مشاغل سخت است؛ در نتیجه از زیر بار این حکم (روزه) فرار می کند. و چنین حکم مطلقی راه مفرّی نیز برای بسیاری از افراد باز می کند. چون مشاغل سخت تعریف نشده است.

 

برای دیدن کتاب اقدس و گنجینه حدود و احکام روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1395/02/31 ساعت 08:14 توسط بابائی

                                      

                                          الله أطهر


    پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم راجع به کسانی که آب جهت استفاده وضو نداشته باشند، یا استعمال آب برای آنان ضرر داشته باشد، در یک بیان زیبائی که شیعه و سنی از او نقل کردند، می فرماید:« جعلت لی الأرض طهوراً و مسجداً» یعنی خداوند برای من زمین را مایه پاکیزگی و سجده گاه قرار داده است که با تیمم بر خاک نیز می توان نماز را اقامه نمود.


    اما حکمی که میرزا حسینعلی نوری مازندرانی برای پیروان خویش به ارمغان آورده، این است که در صورت عدم وجود آب جهت وضو، باید پنج مرتبه جمله «بسم الله الأطهرالأطهر» بگو و این ذکر بجای وضو بوده و باعث طهارت وی می گردد!


    حسینعلی بهاء در کتاب اقدس صفحه 11 سطر 3 می گوید:« من لم یجد الماء یذکر خمس مرات بسم الله الأطهرالأطهر ثم یشرع فی العمل». کسی که آب برای وضو ندارد، این جمله را پنج مرتبه بگوید و شروع کند به نماز! واقعاً خنده آوراست برای هر شنونده ای که این حرف را می شنود، با گفتن این جمله طهارت حاصل شود!


برای دیدن کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1394/10/6 ساعت 08:25 توسط بابائی
                                    
                                        بهائی، بهائی نیست!
 

     در سند قبل ملاحظه کردید که بهائیت دین را از سیاست جدا می داند و معتقد است هرکس در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی بزند و یا حرکتی نماید همین کافیست که بهائی نیست. همانطور که حسینعلی نوری در کتاب اقدس گفته بود« لیس لأحدٍ أن یعترض علی الذین یحکمون علی العباد دعوا لهم ما عندهم».


      عبدالحمید اشراق خاوری از بهائیان مشهور در کتاب گنجینه حدود و احکام صفحه 236 سطر7 می نویسد:« نفسی از احباء اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتراست که نسبت خود را از این امر قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق باین امر ندارد، خود می داند».


از این جملات مطالبی استفاده می شود:

1- بهائی نباید درحقیقت مرام و مسلکی داشته باشد، زیرا سلطان واولیای امورهرمملکت می باید ازقوانین و حقوق اساسی آن کشورطرفداری وپیروی کنند. و کسی می تواند ازسلطان تمکین واطاعت نماید که کوچکترین تخلفی ازقوانین اساسی ومدنی مملکت نکند.


2- بهائی نباید درجهان وجود داشته باشد، زیرا درجهان مملکتی نیست که مسلک بهائیت را بعنوان یک دین الهی شناخته و با مسلک بهائیت توافق نظرداشته وبرای بهائیان احترام وعظمتی قائل باشد.


3- خود باب و بهاء باید دروغگوباشند، زیرا برخلاف قانون اساسی ومدنی کشورایران قیام کرده وانقلاب خطرناکی براه انداخته و با سلطان وقت جنگیدند.


4- اغلب احکام وحدود باب و بهاء برخلاف سیاست مملکت ومخالف میل سلطان کشوراست؛ مانند مجلس بیت العدل ومحفل روحانی که برای تعظیم اموروتربیت افراد وتدبردرپیشرفت بهائیت تشکیل می شود. و چون تبلیغات بهائیت، وتساوی حقوق مرد و زن، و رجوع اوقاف به بیت العدل، و حکم سرقت وقتل و سائرجنایات وغیراینها که بهائیان عملاً برخلاف مشی و روش سلطان سلوک می کنند.


5- عدم مداخله درسیاست، خود برخلاف معنی نبوت است. زیرا وظیفه شخص نبی همان سیاست است که در سند قبل اشاره شد.


برای دیدن کتاب گنجینه حدود و احکام روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1394/09/5 ساعت 08:34 توسط بابائی

                                   دین از سیاست جداست!


    سیاست به معنی تربیت افراد و تأدیب اشخاص و تنظیم امور و تدبیر کارها و قیام نمودن بر اداره امور یک فرد یا جمعیتی است. این سیاست از جمله وظائف مهم انبیاء الهی است. زیرا مقام تشریع احکام مخصوص خداوند متعال بوده و شخص پیامبر احکام الهی را در مقام عمل به مقام اجرا می گذارد و مردم را طبق همان دستورات الهی تعلیم و تربیت می نماید و امور اجتماع را تنظیم و تدبیر می کند.

  

    قرآن کریم در سوره مبارکه جمعه آیه شریفه 2 می فرماید:« هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة». بنابراین پیامبران الهی نمی توانند خود را از محیط اجتماعی خارج کرده بگوید: من مداخله در تدبیر امور افراد و تنظیم کارهای مردم ندارم.


    پیامبران الهی همه در مقابل سلاطین زمان و حکام جور با نهایت شجاعت و صراحت لهجه به هدایت مردم پرداخته و به تعلیم و نشر حقائق الهی همت گماشتند و از رفتار و گفتار ظالمین و سلاطین جور انتقاد کرده، کوچکترین تقیه و ترس و ملاحظه کاری در قدم های آنان مشاهده نشده است.

   

    اما پیامبر قرن نوزدهم در کتاب اقدس صفحه 27 سطر 14 می گوید:« لیس لأحدٍ أن یعترض علی الذین یحکمون علی العباد دعوا لهم ما عندهم». جایز نیست که کسی بر سلاطین و حکومت های وقت خود اعتراض نماید و بهائیان باید با حکومت آنان کاری نداشته باشند. بگذارند هرچه آنها می خواهند انجام دهند!.

 

برای دیدن قرآن کریم و سه نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/07/30 ساعت 08:33 توسط بابائی

                          

                                           ناقص بودن کتاب اقدس

 

    به اعتقاد بهائیان میرزا حسینعلی مازندرانی پیامبری بود که خداوند در قرن نوزدهم میلادی برای بشریت فرستاد. و بالاترین کتاب وی اقدس می باشد که احکام غیر نورانی زیادی در این کتاب بیان داشته است. حسینعلی بهاء این کتاب را در مقابل قرآن کریم و در مقام تحدی و اعجاز مخالفین و به کمک دیگران نوشت تا آنچه که نیاز مردم این عصر است برای آنها گفته باشد. در حالی که این کتاب ناقص بوده و همه احکام مورد نیاز این فرقه را در بر نمی گیرد.

 

    حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 30 سطر 10 پس از بیان حکم ازدواج زن بابا، از گفتن حکم لواط خودداری کرده می نویسد: « قد حرمت علیکم ازواج ابائکم انا نستحیی ان نذکرحکم الغلمان اتقوا الرحمن ». یعنی حرام شده است بر شما همسران پدرانتان، اما من حیا می کنم حکم پسرها را و جوانان را که همان لواط باشد بیان کنم.

 

    هر چند این عمل زشت کار مردم جاهل زمان حضرت لوط علیه السلام بود، که قرآن کریم آن را به شدت مذمت می کند، اما در دین مبین اسلام حکمی نبوده که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آن را بیان نفرموده باشد. همانطور که قرآن کریم در سوره مبارکه انعام آیه شریفه 59 می فرماید: «  وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَ لاَ حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَ لاَ رَطْبٍ وَ لاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ » حکمی نیست که در این قرآن بیان نشده باشد. در حالی که حسینعلی بهاء از گفتن حکم الهی خجالت کشیده و در ظاهر حیا می کند از بیان آن؛ و این نقص در فرقه ضاله وجود دارد که در باره لواط و بعضی دیگر احکام این کیش باطل حکمی وجود ندارد.

 

    علاوه بر اینکه در آیات متعددی خداوند متعال می فرماید که وظیفه پیامبران الهی رساندن حکم خداوند به مردم است، و در این زمینه نباید کوتاهی بکنند. مانند آیه 2 سوره مبارکه جمعه: « هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ » یا در سوره مبارکه مائده آیه 67 می فرماید: « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ » ای پیامبر آنچه به تو نازل کردیم بر مردم بیان کن و اگر سر پیچی کنی رسالت الهی را انجام ندادی. در حالی که حسینعلی نوری به زعم بهائیان پیامبر بود ولی از گفتن حکم خدا در مورد لواط خجالت می کشد.

 

    همچنین در سوره مبارکه اعراف آیات 61 و 62 از قول پیامبر خدا نقل می کند: « قَالَ یَا قَوْمِ لَیْسَ بِی ضَلاَلَةٌ وَ لَكِنِّی رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ، أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّی وَ أَنصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ » اى قوم من هیچ گونه گمراهى در من نیست بلكه من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانیانم ، پیامهاى پروردگارم را به شما مى‏ رسانم و اندرزتان مى‏ دهم و چیزهایى از خدا می دانم كه [شما] نمى‏ دانید.

 

    آیات دیگری که در این زمینه وجود دارد، فراوان می باشد. مانند آیه 68 و 93 سوره مبارکه اعراف و آیه 164 سوره مبارکه آل عمران و آیه 21 سوره مبارکه غاشیه؛ این آیات الهی می رساند که پیامبران الهی در کار رسالت خویش کوتاهی نمی کردند و آنجه وظیفه آنها بود، به نحو احسن انجام داده اند. در حالی که حسینعلی نوری نیز خویشتن را پیامبر می داند، ولی از گفتن حکم خدا خجالت می کشد، آیا می توان باور کرد که وی نیز پیامبری از ناحیه خداوند متعالی می باشد یا فرستاده شیطان بود که القائات شیطانی را به مردم گمراه خود به ارمغان آورده است؟

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس و آیات قرآن روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/07/8 ساعت 08:11 توسط بابائی

                                           ماه های سال 19 تاست!

 

     از هر انسانی که روی کره زمین زندگی می کند، از یهودی، مسیحی، زردشت، مسلمان و ... پرسیده شود یک سال دارای چند ماه است؟ خواهد گفت: 12 ماه. اما حسینعلی مازندرانی رهبر بهائیان بر خلاف تمام باورهای مردم جهان، یک سال را 19 ماه می داند!

 

    حسینعلی بهاء در کتاب اقدس صفحه 119 سطر 5 می نویسد: « انّ عدة الشهور تسعة عشر شهراً فی کتاب اللّه قد زین اولها بهذا الاسم المهیمن علی العالمین » یعنی تعداد ماه ها 19 ماه است در کتاب خدا که اولین ماه آن مزین شده است به اسم حسینعلی بهاء که شهر البهاء نام دارد.

 

    در حالی که خداوند متعال در آخرین کتابی که برای هدایت بشر فرستاده یعنی قرآن کریم، در سوره مبارکه توبه آیه کریمه 36 می فرماید: « إن عدة الشهور عند اللهِ اثْنا عشر شهرا فی كتاب الله یوم خلق السماوات و الأرض منها أربعة حرم ذلك الدین الْقیم ». یعنی تعداد ماه ها نزد خداوند متعال در کتاب الهی، از آن روزی که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه می باشد که چهار ماه از آن ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع می باشد) این، آئین ثابت و پابرجا (ی الهی ) است.

 

    ملاحظه می کنید که طبق کلام خداوند متعال در قرآن کریم، از ابتدای خلقت یعنی از روزی که خداوند آسمان و زمین را خلق کرده تعداد ماه ها دوازده تا بود که چهار ماه آن ماه حرام است. حسینعلی در ماه خدا هم دست برد و آن را تغییر داد!

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/04/3 ساعت 08:16 توسط بابائی
                            
                                            ازدواج با محارم در بهائیت!

 

     در سند قبل ملاحظه کردید که حسینعلی بهاء گفت: همه چیز برای شما طیب و پاک است و چیز نجسی وجود ندارد. از احکام نورانی دیگری که حسینعلی نوری مدعی نبوت و پیامبری در کتاب خود نقل کرده در مورد کسانی است که ازدواج با آنها جایز است.

     وی در کتاب اقدس صفحه 30 سطر 10 می نویسد: « قدحرمت علیکم ازواج آبائکم انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان اتقوا الرحمن». یعنی حرام شده بر شما ازدواج با زن پدر اما من حیا می کنم که حکم پسرها را بگویم! پس در بهائیت فقط ازدواج با زن بابا حرام شده و بقیه موارد اشکالی ندارد.

     می بینید که حسینعلی فقط زن پدر را حرام دانسته و از حرمت ازدواج با سایر محارم در کتب احکامی باب و بهاء ذکری به میان نیامده است. وقتی از عبدالبهاء در باره ازدواج با بقیه محارم می پرسند؟ اصلی را مطرح می کند و می گوید: عدم ذکر حکم حرمت دلیل بر جواز است.

     عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب مائده آسمانی جلد 2 صفحه 42 سطر 1 از قول عبدالبهاء می نویسد: « باب سی و ششم ... سؤالی که نموده بودید عدم ذکر در الواح الهی نفس جواز است، زیرا منهی از نصوص استنباط می شود». بنابراین ازدواج با سایر محارم در بهائیت نهی نشده است. فقط انسان با زن پدرش ازدواج نکند با هر کس دیگری بخواهد ازدواج کند مانعی ندارد. پس برادر با خواهر، پسر با مادر، با فرزند با خواهر زاده اش، یا برادرزاده با عمه و خاله خود نیز می تواند ازدواج کند.

 

برای دیدن کتاب اقدس و کتاب مائده آسمانی روی ادامه مطلب کلیک کنید.


موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/03/22 ساعت 08:30 توسط بابائی

                             

                                               همه چیز پاک است!

 

     میرزا حسینعلی مازندرانی از جمله احکامی که برای پیروان گمراهش به ارمغان آورده است، حکم طهارت همه چیز است. یعنی هیچ چیز نجسی در آئین بهائی وجود ندارد. وی تنها مدعی پیامبری است که می گوید: هر چه که در این دنیا وجود دارد، پاک می باشد.

 

     حسینعلی بهاء در کتاب اقدس صفحه 22 سطر 11 می گوید: «و کذلک رفع الله حکم دون الطهارة عن کلّ الاشیاء و عن ملل أخری موهبة من الله إنه لهو الغفور الکریم قد انغمست الأشیاء فی بحر الطهارة فی اول الرضوان إذ تجلینا علی من فی الإمکان بأسمائنا الحسنی و صفاتنا العلیا هذا من فضلی الذی أحاط العالمین».


    یعنی خداوند حکم نجاست را از کل اشیاء و از ملل دیگر برطرف نمود بخاطر موهبتی که از جانب اوست. قطعا او آمرزنده و کری است. اشیاء در دریای پاکی از اول عید رضوان ابتدای ادعی حسینعلی بهاء غوطه ور شدند. بدلیل اینکه ما حسینعلی بهاء بر هر چه در عالم امکان وجود دارد با اسماء حسنی و صفات علیاء خود تجلی نمودیم! پس مطابق این حکم، هیچ چیز در نزد بهائیان نجس نمی باشد!


    خیلی عجیب است از این فرقه ضاله که پیرو چنین کسی هستند که قائل است: همه چیز پاک است حتی قذورات انسان و بول و منی و ...در حالی که دین مبین اسلام آنچه را که طبیعت بشر از آن نفرت دارد، خداوند متعال آن را نجس اعلام کرد تا از آن پرهیز نموده و دوری نمایند. و نسبت به آنچه که نمی دانند، حکم به طهارت نموده است.


     در شریعت مقدسه اسلام این اصل پایه ریزی شده است که: « كُلُّ شَیْ‌ءٍ نَظِیفٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ فَإِذَا عَلِمْتَ فَقَدْ قَذِرَ وَ مَا لَمْ تَعْلَمْ فَلَیْسَ عَلَیْك». یعنی همه اشیاء به طهارت واقعیه طاهرند و این طهارت مستمر است در ظاهر تا علم به خلاف پیدا کنی. یا « کلُّ شَیءٍ لَک طاهِرٌ حَتّی تَعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ، فَتَدَعَهُ بِعَینِهِ» هر چیزی برای تو پاک است، تا آنگاه که بدانی و یقین یابی که نجس است و در آن حال از آن چیز اجتناب کنی. بنابر این هر چیزی که حکم آن را نمی دانی پاک است یا نه؟ حکم به طهارت آن می شود، مگر اینکه بدانی آن چیز نجس می باشد. طبق این اصل آن نجاساتی که مراجع عظام تقلید در رساله های عملیه نوشته اند، نجس می باشد. و در غیر آن موارد، حکم به طهارت و پاکی آن چیز می کنیم.


     اما حسینعلی نوری معروف به بهاءالله طبق آنچه که شیطان بر وی القاء کرد، قائل است: چیز نجسی در این دنیا وجود ندارد و همه چیز پاک است. پس بنابر این طبق گفته حسینعلی بهاء اگر کسی یک فرد بهائی را مهمان کرد، با آن چیزها از او پذیرائی کند.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/03/10 ساعت 08:22 توسط بابائی

                               

                                            ارث متوفی در بهائیت

 

     حسینعلی نوری با آوردن کتاب اقدس و نوشتن احکام بهائیان در این کتاب حتما به خودش بالیده که من چه احکام نو و جدیدی آورده ام و همه باید به من احترام گذاشته و افتخار کنند. اما ملاحظه کردید و می کنید که این احکام هم مبهم بوده و هم کلی است و هیچ باز دارندگی از جرم و جنایت را ندارد.


      از دیگر احکامی که میرزا حسینعلی نوری مازندرانی در کتابش صادر فرمودند، ارث و ما ترک متوفی می باشد که به هر کسی که به میت نسبتی داشته باشد به او هم سهمی از ترکه میت داده است. وی در کتاب اقدس صفحه 7 سطر 11 می نویسد: « قد قسمنا المواریث علی عدد الزاء منها قدّر لذریّاتکم من کتاب الطّآء علی عدد المقت و للازواج من کتاب الهاء علی عدد التاء والفاء و للآباء من کتاب الزاء علی عدد التاء والکاف و للأمهات من کتاب الواو علی عدد الرفیع و للأخوان من کتاب الهاء عدد الشین و للأخوات من کتاب الدال عدد الراء و المیم و للمعلمین من کتاب الجیم عدد القاف و الفاء».

 

     در فرقه ضاله بهائیت هر کس که از دنیا برود، اموالش به 2520 سهم تقسیم می شود. به فرزند میت 540 سهم داده می شود، به همسر میت 480 سهم، به پدر میت اگر زنده باشد 480 سهم، به مادر میت 420 سهم، به برادر 360 سهم تعلق می گیرد، به خواهر میت 300 سهم و به معلم این میت نیز 180 سهم داده می شود.

   

     بهائیان که شعار تساوی رجال و نساء را مطرح می کنند، چرا بین برادر متوفی با خواهر متوفی در تقسیم سهم الارث فرق گذاشتند؟ همچنین بین پدر و مادر متوفی فرق گذاشتند؟ حتی برای معلم او نیز سهمی در نظر گرفتند. معلوم نیست منظور معلم ابتدائی است یا معلم راهنمائی؟ شاید معلم دبیرستان منظور باشد یا استاد دانشگاه مرادشان باشد؟ بالاخره معلوم نیست کدام معلم، چه مقطعی، چه مدت و به چه تعدادی؟ همه این موارد مجهول می باشد.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/02/29 ساعت 08:28 توسط بابائی

                           

                                     نماز 9 رکعتی!

 

     از جمله احکامی که حسینعلی نوری برای کیش باطل خود آورد، خواندن نماز است. اما این نماز را باید چطور بجا آورد؟ آیا مانند نماز مسلمانان 17 رکعت است و باید در پنج نوبت بجا آورده شود؟


     حسینعلی بهاء در کتاب اقدس صفحه 3 سطر 15 می نویسد: « قد کتب علیکم الصلاة تسع رکعات لله منزل الآیات حین الزوال و فی البکور و الآصال» یعنی واجب شده برای شما نماز 9 رکعتی که باید بخوانید، بر شما واجب شده نمازهای نه گانه که باید موقع ظهر و صبح و شب خوانده شود. و منظور آنها از صبح، فاصله بین طلوع آفتاب و ظهر است و منظور از ظهر، بین ظهر و غروب آفتاب و مراد آنها از شب، بین غروب آفتاب تا دو ساعت بعد از غروب آفتاب می باشد.


     اما عبدالبهاء در مورد کیفیت خواندن نمازهای نه گانه بهائی می گوید: نماز 9 رکعتی و بعضی احکام دیگر را برادرم محمد علی افندی دزدیده است! واقعاً جای خنده دارد که نماز الهی که حضرت خدا آورده توسط فرزندش دزدیده شده و ناپدید گشت و بهائیان حیران و سرگردان نمی دانند چه کنند. و این مطلب را در سندهای بعد ذکر می کنیم.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/02/17 ساعت 08:31 توسط بابائی

                             

                                        باکره خدمتکار!

 

     در سند قبل ملاحظه کردید که از طرفی بهاء و عبدالبهاء شعار تساوی حقوق رجال و نساء را سر می دهند، و از طرف دیگر معتقدند که زن در این کیش باطل یک کنیزی بیش نیست که برای خدمت به مرد خلق شده است. و شاهد آن این بود که حسینعلی به زن اول خود، (مادر عبدالبهاء) کنیز خطاب کرد.

 

     در مورد دیگر حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 18 سطر 11 می نویسد:« من اتخذ بکراً لخدمته لا بأس علیه کذلک کان الامرمن قلم الوحی بالحق مرقوماً ». یعنی اگر کسی دختر باکره ای را جهت خدمتکاری استخدام کند، اشکالی ندارد!

 

     اولاً گفت: کسی دختر باکره را برای خدمت بگیرد، اشکالی بر او نیست. چرا گفت: باکره؟ باید می گفت: هر کس خدمتکار زن استخدام کند، ایرادی بر او نیست. ثانیاً قائل است که زنها برای خدمت کردن هستند. پس تساوی حقوق رجال و نساء که مطرح می کنند، چه شد؟ ثالثاً اگر زنی هم مرد مجردی را برای خدمت کردن به خانه اش بیاورد، نباید اشکالی داشته باشد. زیرا تساوی حقوق در این کیش مطرح است و این هم باید مجاز باشد.

 

    بنابراین حسینعلی بهاء در عبارت فوق گفت: زن برای کلفتی بدرد می خورد، بعد هم گفت: باکره هم باشد، اشکالی ندارد. پس زنی که ثیب باشد، جای خود دارد. معلوم شد این فرقه ضاله با چه دیدی به زن و دختر نگاه می کنند و از آنها چه طور استفاده می برند. اما اسلام عزیز چه توصیه های خوبی به مردان می کند که با زن ها و مادران و دختران چه طور برخورد کنید.


برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه کطلب کلیک کنید



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1393/01/26 ساعت 08:28 توسط بابائی

                           

                                   زن در بهائیت

 

     در اسناد قبل ملاحظه کردید که عبدالبهاء بنقل از پدرش در کتاب خطابات گفت: یکی از تعالیم بهاء الله وحدت رجال و نسائ است، و این محقق نمی شود جز تساوی کامله بین مردان و زنان، اما مسئله تساوی حقوق رجال و نساء که در بهائیّت مطرح می شود صرفا شعاری  بیش نیست. چرا که در آثار رهبران بهائی خلاف آن فراوان دیده شده است. آنها از زنان در آثارشان به إماء یعنی کنیزان یاد می کنند.

 

     حسینعلی در ایّام زندگی خود، چهار زن را با هم در حباله نکاح خویش داشت نخستین زوجه او، آسیه (یا نوابه) دختر میرزا اسماعیل نام داشت که مادر عبدالبهاء بود و حسینعلی او را امّ الکائنات لقب داد. او همان زنی است که حسینعلی او را کنیزی از کنیزان نامید!

 

    محمد علی فیضی در کتاب حضرت بهاء الله صفحه 237 سطر 9 از قول حسینعلی نوری در باره همسرش آسیه مادر عبدالبهاء گفته بود: « اختصّک لنفسه و اصطفاکِ بین الإماء لخدمته ». یعنی (حسینعلی) تو را ویژه و مخصوص خود کرد و از میان کنیزان برای خدمت خویش برگزید! و معاشر هیکل خود در شب ها و روزها قرار داد ».

 

    ملاحظه کردید که حسینعلی و پسرش عبدالبهاء و دیگر رهبران بهائی فقط در ظاهر شعار تساوی حقوق رجال و نساء را سر می دهند ولی در باطن آنها زنان را برای خدمتکاری و کنیزی و کلفتی خود نیاز دارند نه اینکه برای آنها هم مانند مردان حقوقی را قائل باشند.

 

برای دیدن کتاب حضرت بهاء الله روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/12/29 ساعت 08:28 توسط بابائی

                           

                                        حج بهائی

 

     از احکامی که میرزا حسینعلی مازندرانی برای بهائیان به ارمغان آورده مسئله حج می باشد. اما وی بر عکس تمام مدعیان نبوت این فریضه را مختص به مردان دانسته و زنان بهائی را از این عبادت بزرگ محروم کرده است.

 

      حسینعلی در کتاب اقدس صفحه 10 سطر 1 می نویسد: « قد حکم الله لمن استطاع منکم حجّ البیت دون النّساء» یعنی حج بر افراد مستطیع از شما مردان واجب شده است ولی بر زنان واجب نیست.

 

     این عبادت که به شرط استطاعت جسمی و مالی است، با زیارت منزل علی ‌محمد باب در شیراز و یا منزل میرزا حسینعلی نوری در بغداد محقق می‌ شود. این سفر حج بر مردان بهائی واجب است اما زنان بهائی که نیمی از جمعیت بهائیان را تشکیل می دهند، معاف گردیده اند. حج بهائی، موقع و فصل معینی ندارد و در دو مکان انجام می شود، پس نمی ‌تواند نتایج حج اسلامی که نمایشی از قدرت اسلام و تجلی وحدت مسلمین است را در پی داشته باشد.

 

     تفاوتی که حسینعلی مازندرانی بین مردان و زنان بهائی قائل شده است، به چه ملاک و معیاری است؟ تا به وسیله آن مسئله تساوی حقوق رجال و نساء که مطرح کردید در تضادّ نباشد؟ در حالی که در شریعت مقدسه اسلام هر عمل عبادی که تشریع شده است، زن و مرد در آن مساوی هستند؛ از آن جمله حج خانه خدا که هم بر مرد مستطیع واجب بوده و هم بر زن مستطیع واجب می باشد که مراسم حج واجبشان را انجام دهند و الا ترک کردن حج واجب، فرد را در زمره مسیحیان و یهودیان قرار می دهد.

 

     در قرآن مجید آیات فراوانی وجود دارد که می فرماید هر کسی کار خیر و عمل صالح انجام دهد، پاداشش نزد خداوند محفوظ است. مانند سوره مبارکه کهف آیه شریفه 30 می فرماید:« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏ اند [بدانند كه] ما پاداش كسى را كه نیكوكارى كرده تباه نمى‏ كنیم. همچنین آیات سوره مبارکه عصر:« إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْر، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات» هر کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام داد چه مرد باشد یا زن فرقی نمی کند. و امثال این آیات در قرآن کریم زیاد می باشد.

 

     اما در این کیش باطل تنها چیزی که یافت نمی شود، تساوی حقوق مرد و زن می باشد که نمونه های بسیاری در دست است که حقوق زنان در آن موارد تضییع  شده است. مانند تفاوت مهریه زن شهری با زن روستائی و عدم حضور زن در اعضای بیت العدل و محرومیت ارث زن از خانه پدری و خدمتکار دانستن زنان برای مردان و امثال این موارد. اما در عین حال رهبران بهائی ادعای تساوی رجال و نساء را به اعلی صوته بیان می کنند و خجالت هم نمی کشند.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس و آیات قرآن روی ادامه مطلب کلیک کنید



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/12/15 ساعت 08:33 توسط بابائی

                           

                           بیت العدل حق مردان است!

 

    از جمله احکامی که حسینعلی نوری مدعی دروغین نبوت برای بهائیان به ارمغان آورد این است که وی عضویت در « بیت العدل » را سهم مردان بهائی دانسته و زنان را از عضویّت در آن محروم ساخته است. پس زنان حق عضویت در بیت العدل را ندارند. این هم یک نمونه از تساوی رجال و نساء  در این کیش باطل است!.

 

    وی در کتاب اقدس صفحه 16 سطر 8 می نویسد: « یا رجال العدل کونوا رعاة أغنام الله فی مملکته » یعنی ای مردان عدالت (بیت العدل)، گوسفند چرانان گوسفندان خدا در کشور او باشید!

 

     ملاحظه کنید خطابی که حسینعلی مازندرانی به بهائیان می کند، وی آنها را حیوان صدا می زند و این از ادب و نزاکت به دور است. اما اسلام چقدر به مردم احترام می کند و در جای جای قرآن کریم می فرماید: « یَا أیُّهَا الّذِینَ آمَنُوا...» ای کسانی که ایمان آوردید با شما مؤمنین هستم. اما حسینعلی مردم بهائی را گوسفند لقب می دهد!

 

     حسینعلی در این حکمی که نازل کرد عرضه می دارد که بیت العدل باید از 9 نفر تشکیل شود و تمام 9 نفر هم باید مرد باشند. ای مرد پس تساوی مردان و زنان چه شد؟ آن مساوات کامله میان مردان و زنان که عبدالبهاء در سفر به آمریکا آن را با آب و تاب از قول پدرش نقل می کند و آن را از تعالیم پدرش می شمارد، کشک است و خالی بندی!.

 

     اگر کسی بگوید که در بیت العدل منشی زن وجود دارد پس تساوی برقرار شد، می گویم آیا جزء 9 نفر اعضای بیت العدل محسوب می شود و حق رأی دارد؟ مسلماً نه. حق رأی مال 9 نفر مرد است. پس تساوی رجال و نساء کجا به آن عمل می شود؟ در مرکز بهائیت (بیت العدل) که از زن خبری نیست. در جای دیگر خبری است؟

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/12/1 ساعت 08:03 توسط بابائی

                            

                           دختر بهائی محروم از ارث خانه!

 

     دفن در تابوتی از الماس و بلور و فرق قائل شدن بین دختر شهری و روستائی در تعیین مهریه از احکام عجیب این مدعی پیامبری است. یکی دیگر از احکام این پیامبر مازندرانی! تفاوت قائل شدن در حکم ارث میت است که وی در حکمی خانه متوفّی و لباسهای او را از آن پسر بزرگ میت دانسه و دختران میت را از آن محروم کرده است!


      حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 8 سطر 13 می نویسد:« و جعلنا الدّار المسکونة و الالبسة المخصوصة للذّزیّة من الذّکران دون الإناث» یعنی خانه مسکونی و لباسهای کسی که مرده است فقط مخصوص پسر ارشد قرار دادیم و دختران و بقیه پسران از آن سهمی ندارند!


     ببینید کسی که شعار تساوی بین رجال و نساء سر می داد مثل زمان جاهلیت که دختران را زنده بگور می کردند و برای آنها ارزشی قائل نبودند، او هم برای دختران و زنان ارزشی قائل نشده و دختران میت را از ارث بردن محروم کرده است!

 

     چرا بهائیت از یک طرف دم از تساوی حقوق میان مردان و زنان می زنند اما در عمل هیچ حقی برای زنها قائل نیستند؟ اکثر مردم وقتی از دنیا می روند اگر خانه مسکونی داشته باشند، این خانه  به پسر بزرگ می رسد، او هم یک لگد به برادر و خواهر و مادرش زده آنها را از خانه بیرون می کند هرّی، این بدبخت ها چکار کنند؟ باید آواره کوچه و خیابانها شوند! آخه این چه ظلمی است؟

 

     تساوی حقوق زن و مرد چه شد؟ این چه تساوی حقوق است؟ حسینعلی بین بچه های یک نفر هم تساوی حقوق نگذاشته؛ چرا بهائیان شعار تساوی رجال و نساء سر می دهند؟ این تنها جائی نیست که به زن ها در این فرقه ضاله مورد ظلم واقع می شوند بلکه موارد متعدد است.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/11/18 ساعت 08:13 توسط بابائی

                   

                                      تابوتی از جنس الماس!

   

      به اعتقاد بهائیان، کتاب اقدس حسینعلی نوری بر همه کتب آسمانی و صحف انبیای گذشته برتری دارد و حسینعلی احکام بهائیان را در این کتاب ذکر کرده است. یکی از احکامی که حسینعلی در این کتابش می نویسد در مورد دفن اموات در تابوت هائی از جنس شیشه بلوری یا سنگ های مثل فیروزه و الماس و برلیان است.

 

      حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 34 سطر 9 می نویسد: « قد حکم الله دفن الاموات فی البلور او الاحجار الممتنعة او الاخشاب الصّلبة اللطیفة و وضع الخواتیم المنقوشة فی اصابعهم ». یعنی خدا حکم کرده است که مردگان را در (تابوت های) بلور و سنگهای گرانبها  (چون فیروزه، برلیان، الماس....) دفن کنید یا در چوب های محکم و ظریف مدفون ساخته انگشتری های منقوش در انگشتان آنان نهید»!

 

    پر واضع است که تابوت بلوری که قطر آن طوری باشد که بتوانند میت را بلند کنند، آدم به این سنگینی وزن او را تحمل کند، قیمتش به میلیارد می رسد شیشه ای به آن قطر برای یک تابوت که می گوید یا بلور باشد یا سنگ حجاری شده باشد.

 

      چنین تابوت هائی (از بلور یا الماس یا چوب های ظریف) کمیاب و گران قیمت اند و اگر دفن مردگان در این تابوت های اشرافی در کشوری مرسوم شود هر ساله بودجه کلانی را باید صرف مردگان کنند و چه بسا کار بجائی برسد که به قول شاعر عرب: احیاءنا یسترزقون بدرهم و بالف الف ترزق الاموات یعنی زندگان ما، یک درهم روزی می طلبند و هزار درهم نصسب مردگان می شود!

 

     امروزه بهائیان اموات خود شان را در چنین تابوت هائی دفن نمی کنند، بلکه در یک تابوت چوبی دفن می کنند، حتی یک نفر از بهائیان نیز اینطوری دفن نشده است. یعنی بهائیان به این حکم پیامبرشان عمل نمی کنند.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/11/6 ساعت 08:12 توسط بابائی

                                           

                                                  پذیرائی با آب! 

 

      حسینعلی مازندرانی کتاب اقدس خود را در مقابل قرآن کریم و در مقام تحدی و اعجاز مخالفین به کمک دیگران نوشت و بعنوان رساله عملیه برای پیروان خود به ارمغان آورد که بهائیان نسبت به این کتاب اهتمام زیادی می ورزند.

 

      حسینعلی نوری یکی دیگر از احکامی که برای پیروانش وضع کرد، اقامه مهمانی در هر ماه بهائی است. وی در کتاب اقدس خود صفحه 17 سطر 11 می نویسد: « قد رقم علیکم الضیافة فی کلّ شهر مرّة واحدة و لو بالماء ». یعنی بر شما نوشته شده و فرض شده است که هر ماه، یک بار مهمانی و ضیافتی برپا دارید، هر چند از مهمانان با آب پذیرائی کنید!

 

      مهمان داری و پذیرائی از مهمان جزء سفارشات پیامبر اعظم و اهلبیت آن حضرت علیهم السلام است که دستور دادن به مسلمانان که صله رحم انجام دهید که عمرها را زیاد می کند و صله رحم کردن همان مهمانی رفتن امروزی است که مردم مسلمان به ئیدن اقوام و فامیل های خود می روند و این حکم اسلامی به کتاب های بهائیان نیز تسری پیدا کرده است. اما اینکه حسینعلی آن را مقیّد کرد به 19 روز (یک ماه بهائی) آن هم با آب پذیرائی شوند چه ضرورتی دارد؟

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/10/14 ساعت 08:42 توسط بابائی

                       

                                       تجدید اثاث منزل هر 19 سال! 

 

       حسینعلی نوری مدعی دروغین پیامبری در احکامی که برای پیروان خود نازل کرده احکامی بدیع و نوئی آورده که شنیدن آن موجب تعجب هر انسان فهمیده ای می شود. در سند امروز ببینیم خدای اقدس در این کتاب چه حکم تازه و امر بدیع را برای مردم بیچاره نازل نموده است.

 

      وی در کتاب اقدس صفحه 41 سطر 1 می نویسد: « کتب علیکم تجدید اسباب البیت بعد انقضاء تسع عشرة سنة ». یعنی واجب شده است بر شما که اثاثیه منزلتان را پس از گذشت 19 سال تعویض و نو کنید.

 

      حسینعلی مازندرانی به بهائیان دستور می دهد هر 19 سال باید اسباب و اثاثیه خانه تان را عوض کنید و نو نمائید. پر واضح است که هرگاه اثاثیّه منزل، پاره یا شکسته و غیر قابل استفاده شده و از حیز انتفاع خارج شود، باید آنها را عوض کرد و نو ساخت و این کار را نباید به 19سال محدود کرد. کما اینکه ممکن است فرش خانه مثلاً در خلال 19سال سالم مانده یا ظروف بلورین از شکستن در امان بمانند، آیا بعد از گذشت 19 سال بازهم باید آن را عوض کرد و نو ساخت؟

 

       همچنین ممکن است اثاثیه منزل در سال های نخستین زندگی سوخته، پاره و یا شکسته شوند و نیاز به تعویض داشته باشند، یا بعد از دو سال از شروع زندگی، وسائل خانه خراب شود یا وسیله برقی بسوزد. نباید آن را عوض کرد تا 19 سال بگذرد و ما بدون یخچال زندگی کنیم؟ این چه حکم مسخره ای است که حسینعلی می گوید؟

 

       علاوه بر اینکه با این گرانی وسائل منزل، مگر می توان هر 19 سال اثاث منزل را عوض کرد؟ خودم در سال 1369 بخاری گازی برای منزل خریدم و هنوز هم دارم از آن استفاده می کنم و بعد از 22 سال هنوز هم خوب کارمی کند و خراب نشده است، آیا باید آن را ببرم به سِمساری محل به قیمت ناچیزی بفروشم و بعد هم یک بخاری گازی نو 12 هزار به قیمت 80 هزار تومان یا بیشتر بخرم، آیا این کار عاقلانه است؟ مردم چنین شخص را کودن یا دیوانه نمی خوانند؟ بخاری سالم خودم را مفت از دست بدهم و یک بخاری نو با قیمت بالا بخرم؟ آیا پول آن را دارم؟ آیا همه مردم قدرت خرید آن را دارند؟    

 

       بنابر این نتیجه می گیریم که مقید کردن تجدید اثاث منزل به 19 سال کار عاقلانه ای نیست و حسینعلی نوری هم حکم معقولی در اقدس برای پیروانش نیاورده است.

 

 برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.




موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/09/27 ساعت 08:14 توسط بابائی

                                   

                                                          ظلم پذیری!  

 

    به عقیده بهائیان کتاب اقدس حسینعلی نوری بر همه کتابهای آسمانی و صحف انبیای گذشته تفوق و برتری دارد اما احکامی که حسینعلی مازندرانی در این کتاب بیان می کند خیلی عجیب است مثل حکم ظلم پذیری که به پیروان خود می دهد.

 

     حسینعلی در کتاب اقدس صفحه 27 سطر 14 می نویسد: « لیس لاحد أن یتعرّض علی الّذین یحکمون علی العباد، دعوا لهم ما عندهم و توجّهوا الی القلوب ». یعنی هیچ کس حق ندارد بر حاکمان و زمامداران مردم اعتراض کند، ایشان را بدانچه نزدشان است واگذارید و به دلها توجّه کنید!

 

     این حکم، حق اعتراض را به کلّی از مردم سلب می کند زیرا دربرابر ستم پادشاهان و زمامداران هر مقاومتی را نهی می نماید و جز سکوت و تسلیم فرمانی نمی دهد و در نتیجه، مردم را به « ظالم پروری و ظلم پذیری » عادت می دهد بر خلاف اسلام که هرگز به یک مسلمان تسلیم شدن در برابر ظلم را نمی دهد و شعار « هَیهَاتَ مِنَّ الذِّلَّة » را به ما یاد می دهد.

 

 برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/09/13 ساعت 08:33 توسط بابائی

                             

                                                          نماز جماعت ممنوع!                                    

 

     به عقیده بهائیان حسینعلی نوری پیامبر قرن نوزدهم میلادی از طرف خدا فرستاده شده تا احکامی در خور این قرن و قرن های بعد بیاورد. اما کتاب اقدس که از ساخته های حسینعلی مازندرانی است، احکامی بس غریب در آن بیان کرده که شنیدن آن باعث تعجب هر انسان عاقلی می شود.


     وی در کتاب اقدس صفحه 5 سطر 8 می نویسد: « کتب علیکم الصلاة فرادی، قد رفع علیکم حکم الجماعة الّا فی صلاة المیّت ». یعنی نماز به صورت فرادی بر شما نوشنه شده و حکم نماز جماعت از شما برداشته شده است مگر در نماز میّت!


    در حالی که نماز جماعت از مهمترین مستحبات و از بزرگترین شعائر اسلامی است و در روایات اهلبیت علیهم السلام روی آن تأکید فراوان شده است مخصوصاً برای همسایه مسجد یا کسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده و در حدیثی آمده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت آن ثواب 150 نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کند هر رکعت ثواب 600 نماز و هر قدر عدد نماز گزاران بیشتر شود ثواب نمازشان بیشتر خواهد شد و اگر عدد آنان از ده نفر بگذرد در صورتی که تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درخت ها قلم و ملائکه و انس و جن نویسنده شوند، نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.


      شریعت مقدسه اسلام آن قدر به جماعت اهمیت می دهد که رسول اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بعد از هجرت به مدینه اولین کاری که برای مردم مسلمان انجام داد ساخت مسجد بود. علاوه بر اینکه پیامبر خدا احکام الهی را در مسجد بر مردم بیان می فرمودند. اما معلوم نیست چرا در فرقه گمراه بهائیت تجمع و اجتماع حرام شده حتی نماز جماعت که رمز وحدت زندگان در عبادت خداست باید تعطیل شود و بهائیان تنها بر سر مردگان خود به وحدت برسند و نماز جماعت داشته باشند؟

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/08/19 ساعت 08:22 توسط بابائی

                              

                                          حکم دزد در بهائیت

 

     حسینعلی مازندرانی در کتاب اقدس صفحه 14 سطر 7 در باره حکم دزد می نویسد: « قد کتب علی السّارق النّفی و الحبس و فی الثّالث فاجعلوا فی جبینه علامة یعرف بها لئلّا تقبله مدن الله و دیاره ».  یعنی کسی که دزدی کرد در مرتبه اوّل او را تبعید کنید به شهر جدید! در مرتبه دوّم اگر سرقت کرد او را حبس کنید و بار سوّم علامتی به پیشانیش بزنید که با آن علامت شناخته شود تا مردم شهرها او را نپذیرند.

 

     اما در مرتبه اول گفت دزد را نفی بلد کنید و تبعید کنید به شهر دیگر. از آنجائی که مجازات باید باز دارنده از جرم باشد و الّا فایده ای نخواهد داشت، تبعید کردن سارق بعنوان مجازات دزدی، چون تغییر محیط و مکان برای او خواهد بود او را در دزدی خود جری تر می کند چون در جائی که سرقت کرد همه او را می شناسند، او را تحت نظر می گیرند و نمی تواند دزدی کند اما در شهر جدید که او را نمی شناسند خیلی بهتر می تواند دزدی کند. آخه این هم شد حکم دزد، که حسینعلی می گوید؟

 

     اگر دزد در مرتبه دوّم سرقت کرد او را حبس کنید! حبس و زندانی کردن او هم چاره دزدی نخواهد بود چون مدّتی را که باید در زندان باشد بیان نکرده حکم  خیلی کلّی است ریزکاری ها بیان نشده و باید بیت العدل مشخّص کند، بیت العدل هم چون ولی امر در رأس آن قرار ندارد اعتبار قانونی ندارد،

 

     این حکم حسینعلی خیلی مبهم و کلّی است. چقدر حبس را نگفته است، هر مقدار که بخواهد بیان کند 6 ماه یا یک سال، مشخّص نیست چقدر حبس در مقابل چقدر دزدی، این هم چاره اصلاح کننده دزدی نخواهد بود.

 

     در مرتبه سوّم گفت علامتی در پیشانی دزد بگذارید. با توجه به جراحی پلاستیکی  که انجام می دهند آن علامت برداشته می شود و لو داغ هم کرده باشند آن را پاک می کنند پس می بینید که این حکم ها هیچکدام نمی تواند در برابر دزدی مفید فایده باشد. و این حکم مانع از سرقت نخواهد بود.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/08/5 ساعت 08:01 توسط بابائی

                                

                                     حکم مبهم و کلی


    حسینعلی نوری در کتاب اقدس خود که بهترین تألیف و بالاترین نوشته خود می داند و آن را در مقابل قرآن کریم و در مقام تحدی و اعجاز مخالفین بکمک دیگران نوشته است و بهائیان عقیده دارند این کتاب بر همه کتب آسمانی و صحف انبیای گذشته تفوق و برتری دارد و قوانین و احکام مسلک بهائی در این کتاب مندرج می باشد.

 

     حسینعلی در کتاب اقدس صفحه 18 سطر 5 می نویسد: « من احرق بیتاً متعمداً فاحرقوه » هر کسی عمدا خانه ای را به آتش کشید، پس او را در آتش بسوزانید »!

 

      این حکم از دیدگاه تمام ادیان و شرایع آسمانی غلط است، زیرا اگر کسی خانه چوبی او را موریانه خورده بود مثلاً در شمال ایران زندگی می کرد تو جنگل کلبه چوبی داشت و آن را آتش زد تا موریانه های آن بمیرند، باز هم باید او را بسوزانند؟ یا کسی خانه اش پوسیده بود، چوب هایش از بین رفته بود. اگر بخواهد آن را خراب کند هم طول می کشد و هم خسته کننده است ولی سوزاندن از همه راحت تر است، باز هم باید طبق اقدس او را سوزاند؟ اگر کسی خواست خانه خودش را آتش بزند، دلش خواسته آن را بسوزاند باز هم باید او را سوزاند؟ یا کسی خانه خالی خودش را آتش زد و کسی درون خانه نسوخت، باز هم باید او را بسوزانند؟ یا کسی خانه را آتش زد تا کسی را درون آن بسوزاند اما آن شخص فرار کرد، باز هم باید او را سوزاند؟ آیا بطور مطلق می شود حکم کرد هر کس خانه ای را آتش زد او را بسوزلنید؟ ببییند حکم الله را که مو لای درز آن نمی رود.

 

برای دیدن دو نسخه از کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.




موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/07/21 ساعت 08:39 توسط بابائی

                          

                                     اولین دستور بهاء


     به اعتقاد بهائیان حسینعلی نوری پیامبر قرن نوزدهم میلادی است و در این قرن اساس استبداد و پایه های سلطنت در ممالک مختلفه جهان متزلزل شده بود و مردم جهان روی اقتضای زمان و شیوع تظاهرات مادی خواهان توجه بیشتر به آنها در این زمینه بودند، میرزا حسینعلی مازندرانی در کتاب اقدس که از ساخته و پرداخته های وی است ببینیم خدای اقدس در این کتاب چه حکم جدید و قانون بدیع و امر تازه را برای مردم بیچاره نازل نموده است.


     حسینعلی نوری در آغاز کتاب اقدس صفحه 2 سطر 1 می نویسد: « إنَّ أوَّلَ مَا کَتَبَ الله عَلَی العِبِادِ عِرفَانُ مَشرِقِ وَحیِهِ وَ مَطلَعِ أمرِهِ الّذِی کَانَ مَقَامَ نَفسِهِ فِی عَالَمِ الأمرِ وَ الخَلقِ » یعنی نخستین چیزی که خداوند بربندگان خود واجب ساخته، شناختن مشرق وحی ومطلع امروتجلی اوست چنان مشرق وحیی که درعالم امروخلق مقام اومقام نفس پروردگارمی باشد

 

    منظور حسینعلی از مشرق وحی و مطلع امر کسی است که وحی و کارهای پروردگار متعال در وجود او ظاهر و از او بروز می کند؛ اما این حرف خلاف وجدان و خلاف همه ادیان الهیست. چرا که نخستین وظیفه وجدانی بشر شناخت آفریننده جهان و پروردگار جهانیان است. « اللهم عرفنی نفسک » اولین در خواست ما از خداوند متعال شناخت خود خداست اگر ما خدا را نشناسیم چگونه پیامبرش را بشناسیم. . بنابراین اوّلین واجب بر مردم شناخت خداست نه مطلع وحی. کسی که خدا را نشناخت از کجا مطلع وحیش را بشناسد؟


     ثانیاً اطلاق جمله (مشرق وحی) بر شخص پیامبر جایز نیست، زیرا پیامبر مهبط وحی است نه مشرق وحی؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره نیز می فرماید: « اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ، و مهبط الوحی، و معدن الرحمة،  و خزان العلم و منتهی الحلم....


      ثالثاً بودن مقام پیامبر در مقام نفس پروردگار (در عالم امر و خلق) با هیچ فلسفه و مبانی علمی جور نمی آید. بنابراین میرزا حسینعلی در آغاز کتاب خود تنها منظورش معرفی کردن خویش و تثبیت مقام ربوبیت و الوهیت خود بوده و به جای اینکه مردم را بسوی مبدء حق دعوت نماید، بسوی خود می خواند.


     رابعاً این دستورحسینعلی نشان می دهد که بهائی گری در حقیقت نوعی از « آدم پرستی » شمرده می شود نه خدا پرستی؛ زیرا وی مدعی است چون خداوند، غیب لا یُدرَک است و او را نتوان به طور کامل شناخت؛ پس باید کسی را شناحت و پرستش نمود که در جهان خلق ، مقام خدائی داشته باشد و او جز میرزا حسینعلی نوری کسی نیست!    

 

    خلاصه اینکه حسینعلی نوری در آغاز کتاب خود تنها منظورش معرفی کردن خودش و تثبیت مقام ربوبیت و الوهیت خود بوده، و بجای اینکه مردم را بسوی مبدء حق دعوت نماید بسوی خود می خواند!


برای دیدن کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/07/6 ساعت 08:37 توسط بابائی


                                         ذلت پذیری

 

      در قسمت قبل دیدیم که رهبر گمراه فرقه بهائیت حسینعلی نوری به پیروانش دستور داد که حق ندارید در سیاست دخالت کنید و به حاکمان و سلاطین خود اعتراض نمائید. عبدالبهاء فرزند این مدعی نبوت نیز پا در جای پدر گذاشته و همین حکم را بر پیروان گمراه خود صادر کرده و اطاعت و انقیاد در برابر فرامین سلاطین را خواستار شده است!


      اشراق خاوری در کتاب گنجینه حدود و احکام در صفحه 335 سطر 6 از قول عبد البهاء نقل می کند که وی گفته است: « تکلیف احبای الهی اطاعت اوامر و احکام اعلیحضرت پادشاهی  است آنجه امر فرماید اطاعت کنند و همچنین کمال تمکین و انقیاد بجمیع اولیای امور داشته باشند ».


      عباس عبدالبهاء همجنین در صفحه 336 سطر 11 همین کتاب می گوید: « هر کسی در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند و یا حرکتی نماید همین برهان کافیست که بهائی نیست دلیل دیگر نمی خواهد ».

      یکی از وظائف مهم پیامبران الهی دخالت در سیاست است زیرا مقام تشریع و جعل احکام مختص پروردگار عالم بوده و هست و شخص پیامبر باید احکام الهی را به مرحله اجرا گذاشته و مردم را طبق دستورات الهی تربیت و تزکیه نموده و امور اجتماعی مردم را تدبیر نماید. اما همانطور که دیدیم پیامبر این قوم گمراه به پیروانش دستور می دهد (در صفحه 334 سطر 1 همین کتاب) « خداوند مملکت ظاهره را به ملوک عنایت کرده، مطیع محض حاکمان باشید و بر احدی جایز نیست ارتکاب امری که مخالف رأی رؤسای مملکت باشند ».


     با این دستور بهاء و عبدالبهاء فرد بهائی نباید مرام و مسلکی داشته باشد، زیرا حاکمان و سلاطین هر کشوری از قوانین کشور خود طرفداری می کنند و کسی می تواند از حاکم خود تمکین و انقیاد نماید که کوچک ترین تخلفی از قوانین آن کشور نکند. همچنین فرد بهائی نباید در کشوری زندگی کند که پادشاه آن کشور مسلک بهائیت را قبول ندارد.


     با این تفسیر باید گفت که باب و بهاء و عبدالبهاء افراد دروغگوئی بودند زیرا بر خلاف قانون مدنی کشور ایران قیام کردند و با پادشاه وقت جنگیدند. بنابراین عدم دخالت در سیاست که حسینعلی و عبدالبهاء به آن فرمان دادند، از دو حال خارج نیست؛ یا آنان معنای سیاست را نفهمیدند ( چون عدم دخالت در سیاست برخلاف معنی نبوت است که حسینعلی مدعی آن بود. زیرا سیاست در زبان عربی بمعنی تربیت افراد و تأدیب اشخاص و تنظیم امور و تدبیر کارها و قیام کردن بر اداره امور فرد و جامعه است و چنین سیاستی وظیفه شخص نبی مرسل است) و یا اینکه از روی ریا و تزویر و عوام فریبی این حکم را صادر کردند.

 

برای دیدن کتاب گنجینه حدود و احکام روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1392/07/1 ساعت 08:08 توسط بابائی

                                           پیامبر غیر سیاسی!

 

    حسینعلی نوری که خود را پیامبر قرن نوزدهم معرفی کرده در آموزه های خود دستوراتی دارد که شنیدن آن هر انسانی متدین و دینداری را به تعجب وا می دارد؛ یکی از آموزه های این مدعی نبوت، عدم دخالت در سیاست است.


     میرزا حسینعلی مازندرانی در کتاب اقدس صفحه 93 سطر 7 می نویسد: « لیس لأحدٍ أن یعترض علی الذین یحکمون علی العباد دعوا لهم ما عندهم » یعنی احدی از مردم حق ندارد که بر حاکمان و پادشاهان خود اعتراض کند؛ خلاصه بهائیان نباید با سلاطین خود کاری داشته باشند.


     اما قرآن کریم در مورد پیامبران الهی در سوره های متعددی مانند سوره مبارکه جمعه آیه کریمه 2 می فرماید: « هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة » خداوند متعال از میان مردم فرد بی سوادی را برانگیخت تا آیات الهی و احکام خداوند را بر قوم خودش بخواند و آنها را تزکیه و تعلیم نماید.


    پیامبران الهی نمی توانند خودشان را از محیط و اجتماع خارج کنند و بگویند ما دخالت در تدبیر امور مردم و تنظیم و اداره کارهای آنها را نمی کنیم؛ زیرا پیامبران الهی در مقابل سیاستها و نقشه های سلاطین تدبیر و سیاست مخصوص و مأموریتی آسمانی داشتند که به طور مداوم در اجرای سیاست الهی جدیت بخرج داده و نقشه های شوم آنان را نقش بر آب می نمودند.


    انبیای گذشته همه در برابر حُکام جور با نهایت شجاعت و با کمال صراحت لهجه شروع به هدایت مردم و تعلیم و نشر حقائق الهی و دعوت مردم به حق می کردند و از رفتار و گفتار و اعمال پادشاهان انتقاد کرده، کوچکترین تقیه و ترس و ملاحظه کاری و کوتاهی در انجام وظائف آنان مشاهده نشده است اما پیامبر قرن نوزدهم به پیروان خود دستور می دهد کسی حق اعتراض و چون و چرا بر سلاطین و حکومت های وقت خود ندارد و بهائیان نباید با حکومت آنان کاری داشته باشند.!


برای مشاهده آیه قرآن و کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1391/10/25 ساعت 08:54 توسط بابائی
تساوی حقوق زن و مرد بهائی واقعیت یا افسانه؟


[http://www.aparat.com/v/S6lR5]


موضوع : فیلم ,  احکام بهائیّت , 
ارسال شده در 1391/10/13 ساعت 08:36 توسط بابائی
تساوی میان زن و مرد بهائی واقعیت دارد؟

[http://www.aparat.com/v/15qCP]



موضوع : فیلم ,  احکام بهائیّت ,